۱۳۹۹ خرداد ۱۵, پنجشنبه

رهبری مقاومت ایران از فرانسه به عراق عزیمت کرد - قسمت دوم


مروری کوتاه به‌رویدادهای پرواز
روز هفدهم خرداد ۱۳۶۵، هواپیمای حامل مسعودرجوی که چند‌سرنشین بیشتر نداشت‌ ، فرودگاه اورو (EVRO) پاریس را به‌مقصد عراق ترک کرد. یک ‌پرواز غیرمنتظره که رسانه‌های بین‌المللی، مهمترین خبرهای خود را به‌آن‌اختصاص دادند‌.
روزنامه‌های آن‌روز اروپا و آمریکا و خاورمیانه همگی بر روی درد اصلی رژیم انگشت ‌گذاشتند و اعمال فشارهای رژیم‌خمینی علیه اقامت و فعالیت رهبرمقاومت در فرانسه را که حاکی از هراس شدید رژیم از دشمن اصلی و نیروی تهدیدکننده موجودیتش بود، منعکس ‌کردند.
رژیم‌خمینی بزرگترین دشمن و تهدید سرنگونی خود را در وجود این‌مقاومت و رهبرش می‌دید. به‌همین‌دلیل از هزارها کیلومتر دور از مرزهای ایران نیز نمی‌توانست وجود او را تحمل کند.

در آن‌زمان رژیم جنگ‌افروز خمینی تافرق‌سر در منجلاب جنگ ضدمیهنی فرو رفته بود و سیاستهای پیروزمند صلح شورا و مقاومت قهرآمیز مجاهدین، طناب دار را بر گلویش هرروز تنگ‌تر می‌کرد. رژیم که تنها چاره را در خاموش و خنثی‌کرد‌ن قلب جنبش می‌یافت، فشار سیاسی و تروریستیش را برای استرداد رهبرمقاومت و حداقل محدودکردن کامل و جلوگیری از فعالیتهای بدون‌وقفه ‌او، متمرکز کرده بود.
این‌در شرایطی بود که در صحنه بین‌المللی تلاشهای عظیم مقاومت ایران علیه جنگ‌طلبی خمینی به‌بار می‌نشیند. هم‌زمان با سومین سالگرد انتشار بیانیه صلح و طرح صلح شورای ملی مقاومت، بیش ‌از ۵۰۰۰‌ تن از نمایندگان پارلمان و شخصیتهای برجسته سیاسی و اجتماعی همراه با ۲۲۱‌ حزب، سازمان، جمعیت، جنبش و گروه سیاسی، اتحادیه و سندیکای کارگری، انجمن و کمیته صلح‌خواه و بشر‌دوست بین‌المللی از ۵۷‌ کشور جهان، با امضای یک‌بیانیه جهانی، ضمن محکوم‌کردن «سیاستهای جنگ‌طلبانه رژیم قرون‌وسطایی خمینی» ‌ حمایت خود را از «طرح صلح ۲۲اسفند ۶۱ که به‌وسیله آقای مسعودرجوی، رهبرمقاومت ایران، اعلام گردید و تاکنون علاوه بر استقبال شدید مردم ایران، از حمایت بین‌المللی وسیعی از‌جمله تأیید مجمع پارلمانی شورای اروپا، پارلمان اروپا و بیش ‌از ۳۰۰۰‌ حزب و سازمان و شخصیت سیاسی برخوردار گردیده است» اعلام نمودند. ۶۰درصد امضا‌کنندگان این‌بیانیه جهانی را نمایندگان پارلمانها تشکیل می‌دادند که دست‌کم ۵۰۰‌ میلیون تن از مردم جهان را در کشورهای مختلف نمایندگی می‌کردند. اتحادیه‌های کارگری امضاکننده بیانیه، انزجار دهها‌میلیون کارگر در کشورهای مختلف جهان را از رژیم‌خمینی که جنگ را «به‌منظور سرکوب مقاومت سراسری و رو‌به‌گسترش مردم ایران» ‌ادامه می‌داد، ابراز نمودند.‌ در میان امضاکنندگان بیانیه، ۶۰ وزیر و معاون وزیر، ۱۱ تن از رؤسا و رهبران و نایب‌رئیسان بین‌الملل احزاب دموکرات‌مسیحی، لیبرال و سوسیالیست در سراسر جهان، دههاتن از رئیسان پارلمانهای کشورهای مختلف و صدهاتن از رهبران فراکسیونهای پارلمانی همراه با ۲۱۰ نماینده پارلمان اروپا و ۴۸‌ عضو شورای اروپا به‌چشم می‌خورد. اسامی امضا‌کنندگان بیانیه جهانی در همان‌زمان در کتابی که ازسوی شورای ملی مقاومت منتشر شد، درج گردیده است.‌

از سوی‌ دیگر، تظاهرات و فعالیتهای مقاومت ایران علیه جنگ‌طلبی و سرکوبگری خمینی در داخل کشور و گامهای بلندی که مقاومت ایران در عرصه بین‌المللی، در این‌دو زمینه، علیه دیکتاتوری مذهبی برداشت، به‌راستی طاقت و تحمل خمینی را به‌پایان رساند و رژیم او بیش‌ازاین، ‌تاب تحمل اقامت و فعالیت رهبرمقاومت را در فرانسه نداشت. از ‌این‌رو تصمیم گرفت که با گروگانگیری، شانتاژ و راه‌انداختن موج انفجارات در پاریس و بالاخره با معامله و امتیازدادن، هر ‌طور شده، مانع فعالیتهای مسعودرجوی در فرانسه گردد. این‌اقدامات به‌خصوص وقتی جدی‌تر‌ شد که رژیم پس‌از ۲۶بار توطئه برای ترور رهبرمقاومت به‌این‌نتیجه رسید که این‌کار امکان‌پذیر نیست و فقط از طریق فشارگذاشتن برروی دولت دست‌راستی، می‌تواند این‌خواسته خود را عملی سازد.

در ۲۵بهمن ۶۴ کاردار رژیم‌خمینی در پاریس، به‌دنبال سوء‌قصدهایی که در آن‌شهر صورت گرفته بود، اعلام کرد:
«ما همواره مقامهای فرانسوی را از حضور عده‌یی تروریست فراری در خاک فرانسه مطلع نموده‌ایم» ‌ و «لازم است مقامهای فرانسوی به‌این‌امر توجه داشته و برای تأمین امنیت داخلی، لانه فساد را ازبین ببرند».‌

یک‌ماه قبل‌از این‌تاریخ، در ۲۶دی، هفته‌نامه فرانسوی VSD در مقاله‌یی تحت‌عنوان «‌تهران خواسته‌هایش را افزایش می‌دهد، بهای هول‌انگیز گروگانهای فرانسوی در لبنان» نوشته بود:
«فعالیتهای سیاسی تبعیدیان محدود خواهد شد و حتی برخی از آنها قربانی خواهند گردید. به‌عنوان مثال، مسعودرجوی، رهبر مجاهدین خلق، که تا به‌حال توسط دو اسکادران ژاندارم در محل اقامتش در اور‌سور‌اواز حفاظت‌ شده است، این‌خطر وجود دارد که یکی از نخستین کسانی باشد که بدون‌دفاع می‌ماند».‌
در ۱۳ فروردین، شب‌هنگام، بمبی در چند ‌صدمتری اقامتگاه اورسورواز، منفجر گردید. فردای آن‌روز خبرگزاری فرانسه در گزارش خود، درباره انفجار بمب «در چند‌صد‌متری اقامتگاه تحت‌مراقبت مسعودرجوی، رئیس شورای ملی مقاومت ایران، نیروی اصلی اپوزیسیون رژیم‌خمینی»، خبر داد‌
واضح بود که این‌انفجار، دیگر یک‌اخطار تلقی می‌شد و خبر از توطئه‌های بعدی می‌داد‌.

در ۲۶فروردین، رژیم‌خمینی از طریق ارگان رسمی خود، روزنامه اطلاعات، خطاب به‌دولت فرانسه تصریح نمود:
«اگر فرانسویها می‌خواهند در رابطه با ایران تجدید‌نظر کنند، پایگاههای منافقین ‌را برچینند. چرا فرانسویها اسیر آمریکاییها بشوند؟ شما منافقین را از کشورتان اخراج کنید، آمریکا خودش می‌داند آنها را کجا ببرد، بختیار و بنی‌صدر مال شما؛ در چنین صورتی است که مردم ما باور خواهند کرد که فرانسه یک‌کشور دوست است».‌
به‌موازات انفجار بمب در نزدیکی محل اقامت و دست‌باز پیداکردن ایادی رژیم‌ ، تحریکات و مراجعات افراد یک‌گروه مارکسیستی به‌نام اقلیت، در اطراف اقامتگاه جریان داشت که در اتحادعمل آشکار با یک‌سرویس فرانسوی، فعالان ‌را‌ست افراطی و سفارت رژیم، به‌حادثه‌سازی و جنجال‌آفرینی روزمره علیه رهبرمقاومت در اطراف اقامتگاهش مبادرت می‌کردند.

درست مشابه‌اقدام شکست‌خورده‌یی که در سالهای اخیر، وزارت اطلاعات رژیم انجام داد و مزدورانش را به‌اطراف مقر رئیس‌جمهور برگزیده مقاومت فرستاد تا سروصدا به‌پا کنند، در آن‌زمان هم آنها در یک‌ توطئه مشترک رژیم و فرانسه به‌ آن‌جا گسیل شده بودند تا علیه حضور رهبرمقاومت عربده بکشند.
به‌موازات فعالیتهای سیاسی رژیم آخوندی برای استرداد رهبرمقاومت ایران، رژیم یک‌رشته طرحهای تروریستی علیه جان رهبرمقاومت ایران را هم پیگیری می‌کرد. این‌طرحها که تعداد آنها به‌۲۶مورد می‌رسید، در تاریخ ۲۳اسفند ۱۳۶۴ توسط مقاومت ایران افشا شدند‌. در سال‌۲۰۰۰ هم یک‌کتاب پرفروش به‌نام «جاسوس خدا» در فرانسه که توسط «پاتریک‌راپیه»، نویسنده و سردبیر هفته‌نامه فرانسوی ژورنال‌دودیمانش، با همکاری دو مأمور سرویس ضد‌جاسوسی فرانسه (DST) نوشته شده بود، ماجرای دست‌داشتن رژیم آخوندی، و به‌طورمشخص، سفارت رژیم در پاریس را در چند‌عملیات تروریستی، که در سالهای ۱۹۸۵ و ۱۹۸۶ در پاریس باعث مرگ و جراحت شمار زیادی از شهروندان فرانسوی شده و همچنین توطئه تروریستی گسترده‌یی را که برای ترور رهبرمقاومت ایران طراحی شده بود، در ۴۲۰صفحه و با ذکر جزئیات بازگو کرد.

همچنین رولان‌ژاکار، نویسنده فرانسوی، در کتابش به‌نام «قاتلان بدون‌مرز» (چاپ ۱۹۸۵ در پاریس) از دیگر طرحهای تروریستی رژیم برای ازمیان‌برداشتن مسعودرجوی خبر داد.
در چنین شرایط خطیری بود که شورای ملی مقاومت در اجلاس فوق‌العاده روز ۲۳اردیبهشت ۱۳۶۵، یک‌هفته پس‌از آخرین باری که عوامل رژیم با حمایت سرویسهای فرانسوی برای حادثه‌سازی به‌ اطراف اقامتگاه آمدند، به‌اتفاق‌آرا تصمیم گرفت که مسئول شورا به‌منظور خنثی‌کردن توطئه‌های رژیم‌خمینی و برای سازمان‌دادن نیروهای نظامی مقاومت، به‌جوار خاک میهن در کشور عراق عزیمت کند.
۳هفته بعداز عزیمت به ‌عراق‌ ، کپی یک‌احضاریه ازسوی دادسرای پاریس که دیرهنگام به ‌اورسورواز رسید و شاکیان آن‌ ، همان‌آلت‌دستهای ایرانی بودند‌ ، قسمتهای ناتمام سناریو را روشن کرد‌. به‌نظر می‌رسد برنامه‌ریزان فکر مراحل بعدی را هم کرده بودند اما پیش‌دستی مقاومت، کارشان را ناکام گذاشت.
در بیانیه اجلاس فوق‌العاده ۲۳اردیبهشت سال‌۱۳۶۵، شورای ملی مقاومت بااشاره به‌ « توطئه‌های پنهان و آشکار رژیم‌خمینی و حامیان بین‌المللی‌اش که بااستفاده از آلت‌دستهای ”ایرانی“ خود‌ ، علیه مقاومت حق‌طلبانه و خونین مردم ایران» انجام می‌شود، و با اشاره به ‌شیوه‌های رایج رژیم‌خمینی «ازجمله گروگانگیری و شانتاژ سیاسی برای فلج‌کردن جنبش» مقاومت‌ آمده است‌: «درواقع آنچه شورای ملی مقاومت را برای دشمنان رهایی ایران غیرقابل‌تحمل می‌کند‌ ، وفاداری شورا به ‌اصل استقلال و سرسختی و پافشاریش در دفاع از این‌آرمان والاست.

نظربه‌ همه این‌ملاحظات‌ ، برای خنثی‌کردن توطئه‌های دشمن ازیک‌سو و پاسخگویی به‌الزامهای مرحله جدید تدارک قیام ازسوی‌دیگر‌، محل اقامت آقای مسعودرجوی، مسئول شورا، از اروپا به‌ خاک کشور عراق منتقل می‌شود». شورای ملی مقاومت در بیانیه‌ ‌خود تأکید کرده بود که شورا این‌انتقال را برای گسترش و سازماندهی نیروی نظامی مقاومت لازم می‌داند‌.
اما تا روز عزیمت هنوز راه بسیار پرپیچ‌و‌خم و پرخطری در پیش بود‌
دولت فرانسه وقتی که در اوایل خرداد از قصد مسعودرجوی برای ترک این‌کشور و رفتن به‌ عراق به‌طور رسمی مطلع گردید‌ ، در کمال شگفتی آن‌را نپذیرفت‌.
گفتگوها در این‌ باره چندین‌روز به‌طول انجامید‌. دست‌آخر هم، فرانسه کشور ثالثی را پیشنهاد کرد که مورد موافقت مجاهدین نبود‌. یک‌شب هم در حوالی نیمه‌شب، فرستاده ویژه حسن دوم، پادشاه مراکش، از فرودگاه مستقیماً به‌محل اقامت رهبرمقاومت ایران آمد تا ازجانب ملک‌حسن‌دوم، او را به‌عنوان میهمان‌ ویژه، به ‌مراکش دعوت کند که طبعاً مورد قبول قرار نگرفت‌.
سرانجام مسعودرجوی به‌دولت فرانسه اعلام کرد که بااستفاده از حقوق قانونی خود قصد دارد به‌ سوئیس و به‌ خانه برادر خود دکترکاظم‌رجوی برود‌. حزب سوسیالیست سوئیس نیز ازاین‌پیشتر، او را برای دیدار و گفتگوی سیاسی دعوت کرده بود‌.
دولت فرانسه که دیگر این‌پیشنهاد را نمی‌توانست رد کند‌ ، آن‌ را قبول کرد و هماهنگی‌های لازم با حضور سفیر سوئیس در فرانسه در دفتر کار وزیر امنیت فرانسه انجام شد‌. آقای سفیر به‌هنگام خداحافظی، پیشاپیش، ورود رهبرمقاومت به‌ سوئیس را خوش‌آمد گفت‌. حالا دیگر همه‌چیز حل‌وفصل شده بود‌...
اما ۴۸ساعت قبل‌از حرکت‌ ، ساعتی قبل‌از غروب آفتاب و زمان افطار در ماه رمضان، استاندار استان والدواز فرانسه با چند‌ماشین اسکورت و اسکورت موتوری به‌محل اقامت مسعودرجوی آمد و اطلاع داد آقای رجوی هم‌اکنون باید بلادرنگ برای امر بسیار مهمی در دفتر وزیر کشور حضور به‌هم برساند‌. وی مسعودرجوی را از توطئه دستگیری وی در سوئیس توسط اینترپل مطلع نموده و به‌این‌ترتیب مجدداً اجازه خروج لغو شد. همان‌روز آقای مهدی ابریشمچی طی مصاحبه‌یی از توطئه رژیم برای ترور و یا دستگیـری و استرداد آقای رجوی در سوئیس پرده برداشت.
و سرانجام درجریان یک‌دور مذاکره‌ پرتنش دیگر، دولت فرانسه با عزیمت رهبرمقاومت به‌جوار خاک ایران موافقت کرد و روز ۱۷خرداد ۱۳۶۵ مسعودرجوی با یک‌پرواز اختصاصی، پاریس را ترک کرد.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سیزدهم خرداد، سالمرگ خمینی دجال ضدبشر

سخنان مسعود رجوی ۲۲ بهمن ۱۳۷۴  حکم قتل‌عام مجاهدینی که بر سر موضع مجاهدی خود پافشاری کرده و می‌کنند  مسعود رجوی ۲۲بهمن ۱۳۷۴:  خمینی پرپر ک...