۱۳۹۹ خرداد ۱۴, چهارشنبه

رهبری مقاومت ایران از فرانسه به عراق عزیمت کرد - قسمت اول


۱۷خرداد ۱۳۶۵- ۷ژوئن۱۹۸۶:
پروازی برای صلح و آزادی
روز هفدهم خرداد یادآور شکست توطئه‌یی است که در دهه۶۰ علیه مقاومت ایران و به‌ویژه علیه رهبر این ‌مقاومت در فرانسه طراحی و به‌مرحله‌ اجرا گذاشته شده بود. رژیم‌خمینی در آن‌زمان با بندوبست با دولت دست‌راستی فرانسه برای خودش کیسه‌ها دوخته بود و چشم‌انتظار این‌بود که با حذف رهبرمقاومت، نفس راحتی بکشد و رؤیاهای توسعه‌طلبانه‌ رژیمش را برای برپایی امپراطوری موردنظر خمینی و بلعیدن عراق‌ ، محقق کند‌. اما مقاومت ایران‌ ، با پروازی برای صلح و آزادی، همه خواب و خیالهای خمینی و رفسنجانی را برای به‌دام‌انداختن و ازبین‌بردن رهبری این‌مقاومت در فرانسه‌ ، باطل کرد‌
در پی قریب ۱۰روز کشاکش سهمگین سیاسی و امنیتی که ممانعت دولت وقت فرانسه از عزیمت رهبرمقاومت، موجب آن‌ شده بود،

سرانجام مسعودرجوی در بعدازظهر روز ۱۷ خرداد مقارن با عیدفطر‌ ، از فرودگاه اورو (evro) در شمال پاریس‌ ، با یک‌ هواپیمای کوچک ۶ نفره در پروازی که رژیم‌خمینی لحظه‌به‌لحظه آن‌ را ردیابی می‌کرد‌ ، و خبرگزاریها بلادرنگ عبور آن‌ را از آسمان آن‌کشور گزارش می‌کردند‌ ، عازم خاک عراق گردید تا در جوار خاک میهنش مستقر شود‌. فروردگاه اورو (evro)، همان ‌فرودگاهی بود که رهبرمقاومت ۵ سال‌ قبل‌ از آن، ‌در تابستان ۱۳۶۰ در یک ‌پرواز پر مخاطره از تهران تا پاریس، در آن‌فرود آمده بود‌.
تا ساعت ۳.۵ بعدازظهر روز ۱۷ خرداد ۱۳۶۵‌ ، جز مسئولین ذیربط در مبدأ و مقصد و جز شمار اندکی از مجاهدین و برادران مسعود، کسی از این‌ پرواز مطلع نبود. اما در آستانه پرواز دیگر چیزی مخفی نماند و خبرنگاران هجوم آوردند‌.
از آن‌ روز تا امروز، با گذر از بیش ‌از سه دهه مسیر پرفراز و نشیب، اکنون کشتی سیاست استمالت از رژیم ولایت‌فقیه، به‌گل نشسته است.
مقاومت ایران در تمام این سالیان از این‌سیاست به‌عنوان راهبندی برای آزادی و رهایی مردم ایران صحبت کرده است و از دنیا خواسته است که دست از حمایت فاشیسم مذهبی حاکم بر ایران که تهدید بزرگ جهانی است، بردارند و به‌خواستهای آن‌تن ندهند‌. متقابلا رژیم آخوندی نیز با زبان خاص خودش، پشتیبانی‌های خارجی از خودش را «امدادهای غیبی» نامیده است‌. با همین‌گونه «امدادهای غیبی» بوده است که مجاهدین وارد لیستهای تروریستی شدند و کودتای ۱۷ژوئن ۲۰۰۳ در فرانسه شکل گرفت‌.
اسم این‌سیاست «امداد غیبی» را هر چه بگذاریم‌ ، دو چیز مسّلَم است‌:
یکی این‌که هیچ‌چیز، ناهویدا و ناآشکار باقی نمی‌ماند و بازیگران آن، ‌امثال آقای شیراک و امثال جک‌استرا، وزیر خارجه پیشین انگلیس، که در مماشات و معامله‌گری با دیکتاتوری تروریستی حاکم بر ایران، تن به‌بمباران مجاهدین و حتی خواسته رژیم مبنی بر استرداد و حلق‌آویز ۶۵ یا لااقل ۲۰ تن از رهبران مجاهدین هم داده بود‌ ، به‌روشنی می‌دانند که چه می‌کنند‌، چه می‌گیرند و چه می‌دهند‌ .‌..

حقیقت مسلم دوم این ‌است که بهای سیاست امداد غیبی و استمالت از دیکتاتوری وحشی حاکم بر ایران را مردم و مقاومت ایران و به‌ویژه مجاهدین، با رنج و خون و گوشت و پوست خود می‌پردازند‌. این‌سیاست البته با تاراج سرمایه‌های ملی مردم ایران بر سر میزهای معامله با مماشات‌گران همراه بوده است‌.
اکنون اما، به‌نظر می‌رسد که در اطراف و اکناف جهان‌ ، پاسخ متقابل ملت ایران و صدای مقاومت و مجاهدانش که در طول این‌سالیان با فدیه و فدا و پاکبازی حداکثر، جسارت و ریسک‌پذیری هرچه‌بیشتر و رسم پایداری تابه‌آخر همراه بود، گوشهای شنوای بسیاری پیدا کرده است.
به‌روز ۱۷خرداد ۱۳۶۵، روز عزیمت رهبری مقاومت از فرانسه به‌عراق بازمی‌گردیم‌. عزیمتی که زمینه‌ساز تأسیس ارتش‌آزادیبخش و «زهرخوردن» خمینی در جنگ ضدمیهنی و درهم‌شکستن طلسم جنگ‌طلبی او شد. جنگی با یک ‌میلیون کشته و دو میلیون معلول و مجروح و ۵۰شهر سوخته با چند‌میلیون آواره که رفسنجانی در ۱۸مرداد ۱۳۷۰ در نمازجمعه درباره آن‌گفت‌: «جنگ، بدون هیچ اغراق حدود هزارمیلیارددلار خسارت داشت و حدود یک‌قرن درآمد نفت را در آن‌مایه گذاشتیم».
آن زمان تنها این‌مقاومت ایران بود که به‌تنهایی در برابر جنگ‌طلبی جنون‌آمیز خمینی سینه سپر می‌کرد‌.‌..

ادامه دارد...

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

سیزدهم خرداد، سالمرگ خمینی دجال ضدبشر

سخنان مسعود رجوی ۲۲ بهمن ۱۳۷۴  حکم قتل‌عام مجاهدینی که بر سر موضع مجاهدی خود پافشاری کرده و می‌کنند  مسعود رجوی ۲۲بهمن ۱۳۷۴:  خمینی پرپر ک...