‏نمایش پست‌ها با برچسب لیبرتی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب لیبرتی. نمایش همه پست‌ها

۱۴۰۰ اردیبهشت ۲۱, سه‌شنبه

مقاومت تنها ملاک و شاخص مشروعیت در دوران اختناق

 


منتخب نشست های رمضان در لیبرتی و اشرف 

سلسله اموزش های درونی مجاهدین مسعود رجوی- تیر و مرداد ۱۳۹۲


مقاومت  تنها ملاک و شاخص مشروعیت  در دوران اختناق

کاش در میهن ستم‌زده ما اختناق آخوندی وجود نمی‌داشت و مردم می‌توانستند در یک  انتخابات آزاد پای صندوق‌های رای بروند و با رای عمومی، مستقیم، مساوی و مخفی ، نمایندگان و رئیس جمهور و قانون اساسی جمهوری جدید را معین کنند.

اما نخستین مشکل در دوران اختناق و دیکتاتوری سرقت و غصب حق حاکمیت و حق انتخابات آزاد از مردم است.

اگر نخواهیم به این رژیم تن بدهیم و اگر آزادی و دمکراسی بخواهیم، چه باید کرد؟ مقاومت برای سرنگونی استبداد دینی و بازگرداندن حاکمیت و حق انتخابات آزاد به خلق.

در اولین ماده اساسنامه شورای ملی مقاومت که در پایان سال ۶۰ پس از اولین اجلاس شورا تصویب شده آمده است : «شورای ملی مقاومت برای سرنگونی رژیم خمینی و استقرار دولت موقت تشکیل شده است»

اما در برنامه شورا و دولت موقت که در بدو تاسیس شورا نوشته شده، ماده اول، اینست که این «دولتی است موقت، که اساسا وظیفه انتقال حاکمیت به مردم ایران و مستقر ساختن حاکمیت جدید ملی و مردمی را بعهده دارد»

در ماده ۲ میگوید: «این دولت مشروعیت خود را تماما از مقاومت عادلانه مردم ایران علیه رژیم ارتجاعی خمینی و خون بهای رشیدترین فرزندان مجاهد و مبارز این ملت علیه دیکتاتوری و وابستگی کسب می کند» .

این جان کلام است. مشروعیت در دوران اختناق ناشی از مقاومت است و نه هیچ چیز دیگر. چرا که امکان انتخابات آزاد و دسترسی به رای واقعی تمام مردم  وجود ندارد و باید برای بدست آوردن آن برخاست و مقاومت کرد تا رژیمی که مانع انتخابات و آرای آزاد و حاکمیت مردم است سرنگون شود. برنامه و این مواد در ۵ مهر ۱۳۶۰ منتشر شد.

پس مقاومت تنها ملاک و شاخص و سرچشمه مشروعیت در دوران استبداد و اختناق است. ارزش و اعتبار هر فرد یا جریان سیاسی در دوران اختناق با مقاومت و ایستادگی او در برابر فاشیسم دینی و در جنگ با ان سنجیده می‌شود. مشخصا اینکه در جنگ نظامی و سیاسی و ایدئولوژیکی تا کجا و چه میزان به دشمن ضد بشری ضربه می‌زند. تا کجا برای این رژیم خطرناک است و تا کجا به نیروی جنگنده ضدرژیم  در جنگ نظامی یا در جنگ سیاسی یاری می رساند و مایه می‌گذارد.

وقتی شاخص مقاومت، بعنوان تنها ملاک و معیار واقعی به میان می آید، آنوقت خیلی پرده ها کنار میرود و حقیقت از پشت دود و دم های ارتجاعی و استعماری و اپورتونیستی و ادعاهای میان تهی و همچنین ژستهای اپوزیسیون نمایانه در عین هم سویی و خدمت به دشمن در ضدیت با اپوزیسیون واقعی، برملا میشود و با وضوح تمام خود را نشان میدهد:

اولا- داعیه و دکان اینکه هر فرد یا هر نیرو در داخل ایران چند رای دارد و از چه حمایتی برخوردار است، تخته میشود. آخر وقتی نمیتوان در یک انتخابات آزاد به ارای عمومی مراجعه کرد، فراتر از همه حدس و گمانها یا نظرسنجی ها چگونه میتوان بر روی میزان رای و حمایت اجتماعی یک فرد یا جریان سیاسی، پا سفت کرد؟ بخصوص که فضای باز سیاسی هم مانند خارجه در کار نیست که بتوان در تظاهرات یا گردهمایی ها و حرکت ها و اقدامات سیاسی نمونه ها و نمادهای آن را به چشم دید و به همه نشان داد.

نتیجه اینکه در برابر دستگاه ناسنجیدنی میزان آراء در دوران اختناق، مقاومت ملاک و مبنای واقعی و حقیقی سنجش است. بنابراین در دوران اختناق، مشروعیت صرفا ناشی از مقاومت و ایستادگی است. در دوران اختناق هر چیز غیر از این، ادعا و باد و بلوف است. هر کس راست میگوید با رژیم و اختناق فراگیر آن چنگ در چنگ شود و بستیزد و در این پهنه آزمایش بدهد.

پس صورت مساله، مقاومت کردن یا مقاومت نکردن در برابر این رژیم است و نه داعیه تعداد و درصد رای در جامعه اختناق زده که قابل حصول و قابل اثبات نیست. تعیین درصد آراء و پایگاه اجتماعی موضوعی مربوط به دوره بعد از اختناق است که در آن بتوان با به میدان اوردن مردم و با صندوقهای رای، بدرستی سنجش و ارزیابی کرد.

هرچیزی غیر از این، نادیده گرفتن سرکوب و اختناق و چشم پوشیدن بر ممانعت فاشیسم دینی از بروز اراده و تمایل اجتماعی است. این را نباید بر رژیم بخشید و نادیده گرفت و بعد به تئوری پردازی درباره درصد آرای یا پایگاه اجتماعی نشست .در شرایطی که حتی اسم بردن از مجاهدین و به طریق اولی، کوچکترین اشاره به هواداری از مجاهدین سنگینترین محکومیت ها و مجازات ها را دارد و در شرایطی که رژیم دهها هزار نفر را به همین خاطر دستگیر و شکنجه و اعدام کرده است،چگونه می توان با یک نظر سنجی آزاد در بین مردم به درصد واقعی ارای مجاهدین دست یافت.

اینجاست که روشن میشود تمام حرفهایی که منابع ارتجاعی و استعماری و همسویان و پادوهای انها درباره پایگاه نداشتن مجاهدین در داخل ایران میگویند، بیراهه، باطل و دردستگاه نادیده گرفتن اختناق به سود اخوندهاست. مگر اینکه امکان ریختن رای آزادانه به صندوقها فراهم شود. یک بار در جریان کارزار برای لغو برچسب تروریستی، یک نماینده کنگره از نماینده وزارت خارجه که مدعی بود مجاهدین در داخل ایران پایگاهی ندارند، پرسید، شما این را از کجا و بر چه اساسی میگویید؟ طرف مقابل گفت از کسانیکه برای درخواست ویزا به سفارتهایمان می ایند سوال میکنیم. ان نماینده گفته بود اخر خودتان لیست گذاری کرده اید و اگر کسی بگوید موافق یا هوادار مجاهدین است ویزا نمیدهید و انتظار دارید کسی که برای گرفتن ویزا امده از ابتدا با اعلام هواداری از مجاهدین ویزایی را  که میخواهد ، بسوزاند؟!

در دستگاه مقاومت در ابتدای سال ۱۳۶۱ ، پس از اولین اجلاس شورا، من توضیح دادم که فایده مبرم «هر کس یک رای» در داخل شورا  و عمر ۶ماهه دولت موقت و شورای ملی مقاومت از جمله این است که:

«ما را اساسا از ورود در مباحث من چند رای؟ و تو چند رای؟[در داخل ایران] و همه عواقب زیانبار احتمالی ان بر علیه جنبش و بر علیه الترناتیو بی نیاز میکند».

همچنین یادآوری کردم :«از خود من نیز تاکنون صدها بار بطور شفاهی و کتبی پرسیده‌اند که فی‌المثل فلان سازمان یا نیروی عضو شورا “چند نفر” است یا ”چه کاری از آن بر می‌اید؟“» اما «ما با پذیرش یک رای متساوی برای همه‌ی سازمان‌ها و گروههای عضو شورا این مشکل را نیز اساسا از موضوعیت انداختیم……

فکر می‌کنم دیگر مطالبی از این قبیل که هر سازمانی چند نفر است و چه تعداد هوادار دارد و.. موضوعیتی برای طرح و ایجاد مشکل و سوءتفاهم، نخواهد داشت. بعبارت دیگر، شورا ـ به شرط التزام نیروهای مستقل (ناوابسته) به برنامه و مصوباتش ـ بطور عام به همه‌ی گرایشات و تمایلات ملی، مردمی، ترقیخواهانه، انقلابی، اسلامی و غیر اسلامی خوش آمد گفته و صرفنظر از عدد و رقم و تعداد و توانایی سیاسی یا نظامی انها، در حیطه‌ی تصمیمات شورا برای انها، حق رای و نظردهی متساوی قائل شده است».

می بینید که در دستگاه مقاومت نه جایی برای ادعا و لاف و گزاف باقی می‌ماند و نه جایی برای تخطئه کردن مقاومت واقعی در برابر فاشیسم دینی.

ثانیا-در دستگاه مقاومت، نمیتوان ۳۰ سال یا ۳۲ سال بعد از ۳۰ خرداد که مجاهدین راه سرنگونی را با رود خروشان خون شهیدان بازگشوده اند، در دور دستها بیتوته کرد و با عنوان پناهندگی سیاسی، تمام هم و غم خود را صرف زدن زیرآب انها کرد و یک سُس ”سرنگونی“ هم روی ان مالید و در امر خطیر سرنگونی رژیم ولایت فقیه، «انَا شریک» گفت و بعد بی محابا در خدمت به همین رژیم در پوشش «آزادی انتقاد» ، به شلاق کش کردن و ذبح نیروی محوری مقاومت پرداخت…

ثالثا-در دوران اختناق، دستگاه مقاومت تنها دستگاهی است که اعتماد واقعی برمیانگیزد. اعتماد یک امر ذهنی یا صرفا روانشناسانه نیست. همه مجاهدین و رزمندگان ارتش ازادیبخش به خوبی میدانند که « اعتماد کسب کردنی است». ان را باید در مبارزه سیاسی و نظامی و ایدئولوژیکی ذره ذره و گام به گام بدست اورد. هیچکس در مجاهدین و ارتش آزادی نیست که این را نداند و در بحث های سالیان نشنیده باشد که فی المجلس نباید انتظار اعتماد داشت. درست بهمین دلیل، هر چند هم دشمن و ایادی ان علیه شما بکوبند و بگویند باز هم به دلیل عمل مجاهدی و مبارزاتی خود تا امروز از اعتمادی بی همتا برخوردارید که البته مسئولیت ما را برای حفظ و نگهداری و ارتقای ان مضاعف میکند.

گاه یاران و هموطنانمان لطف و محبت و چشمه هایی از پاکیزه ترین عواطف نثار میکنند که همگی و بخصوص خود من واقعا و بدون مبالغه شرمسار و در خجالت غرقه میشویم. مجاهدین آموخته اند که در چنین لحظاتی در دل نجوا کنند و از خدا با استغفار بخواهند که انها را شایسته این اعتماد و این عواطف سرشار نماید.

رابعا-تنها در دستگاه مقاومت است که هر فرد یا نیرو، در جای خود قرار میگیرد.

 بسته به ماهیت و توان مبارزاتی و مقاومتش در برابر ترفند ها و چنگ اندازی های دشمن تعالی پیدا می کند و در مبارزه هر چه مؤثرتر می شود. به دشمن و عوامل ان ضربات هر چه کاری تر وارد می کند و در اطراف خود، محیطش را هم دگرگون و بارور می کند.

در طرف دیگر، مشت ها و چنته های خالی هم دیر یا زود باز و عیان می شود. چرا که دشمن از این دستگاه بالاترین خطر را احساس می‌کند. در مورد یکایک اعضا و اجزاء و یاران و پشتیبانان ان، طرح و برنامه دارد تا آنها را چگونه و از چه طرق مستقیم یا غیر مستقیم به دام بیندازد، جدا کند، ببُراند، مورد استفاده قرار دهد و بر سر ما چماق یا بلندگو یا تیغ و تبر کند…

… دستگاه شما, سنگ بنای دستگاه شما, و سرچشمه دستگاه سیاسی شما, مقاومت در برابر فاشیسم دینی بوده است. تکرار روزمره این مفهوم که قله آن ایستادگی خودتان در اشرف و لیبرتی است، ممکن است عادی جلوه کند و گوش به آن عادت کرده باشد. اما اگر به عمق برویم، پرده ها کنار میرود. خیلی دکانها تخته می شود و همه برچسبها می سوزد. جایی برای سفسطه و مغلطه و هوچیگری باقی نمی ماند و خیلی چیزها روشن می شود: 

-دیگر کسی نمیتواند زیر قبای ولایت، تحت عنوان مخالف رژیم یقه ملا را رها نموده و پاچه مجاهدین را بگیرد! به این قبیل افراد بگویید اگر راست میگویی ریش ملا را بگیر! 

-دیگر کسی نمی تواند زیر لحاف اختناقِ ملا، این ساز را بزند که مجاهدین در داخل ایران پایگاه و حمایت ندارند و هر چه هست در خارج است!

-دیگر تئوریپردازان و مستخدمان نظرگاههای ارتجاعی و استعماری نمی توانند در حالیکه پاسداران و شورای نگهبان ارتجاع را به چشم می بینند، برای نمایش انتخابات نامشروع، برای آخوند خاتمی و برای آخوند روحانی ارای میلیونی بسازند و یک دستگاه باسمه ای « رای و حمایت» روی پایه های اختناق و ظلمت بنا کنند. انها میخواهند حرفی از سرنگونی نباشد، حرف از ارتش ازادی و مجاهدین نباشد و توی همین رژیم دنبال میانه رو یا اصلاح طلب بگردند. میخواهند مجاهدین و الترناتیو شورا را هم از سر راه بردارند. این تئوری ارتجاعی و استعماری که در دوران اختناق مقاومت را نادیده میگیرد، کوک و تنظیم شده  است برای اینکه بگوید همین رژیم و جناح های درونی آن و لاغیر چون که شما در داخل حمایت ندارید! چشم دیدن فهرست شهیدان را هم ندارند. حملات و هیستری فوق تصور رژیم علیه شما را هم به چیزی نمی گیرند و می گویند مجاهدین انقدر بد هستند که رژیم هر چیز بدی را برای دور کردن از خودش به انها نسبت می دهد! کاسه داغتر از اش را می بینید؟  ارتجاع و استعمار یک مشت روشنفکرنما هم دارند مثل ان ۳۷ نفراز قبیل آخوند کدیور که حتی وقتی وزارت خارجه آمریکا بالاجبار میخواست مجاهدین را از لیست در بیاورد، جیغ  و داد میکردند که مبادا اینها را از لیست در بیاورید ، نیروهای دمکراتیک در ایران تضعیف می شوند!  البته دیدیم که چهل وچند نفر از نویسندگان و هنرمندان و شعرای ملی ایران، خودشان بدون ارتباط با مجاهدین, اطلاعیه دادند و گفتند بس کنید. وقتی که اشرفی ها  زیر تیغ هستند، این دیگر جنایت است….

البته کسانی که پشت صحنه، سر نخ ها را بدست دارند، خوب حالیشان است که چه می کنند. همان  غولهای نفتی و امثال جک استراو و همان کسانی که برای پوشاندن فضیحت عراق ، حتی در ابتدای سال ۲۰۰۹ برای اینکه رژیم بمب چسبنده به ایشان نچسباند، به برچسب تروریستی علیه مجاهدین ادامه دادند.

-همچنین در نظرگاه و دستگاه مقاومت، همچنانکه در ۳۲ سال گذشته به اثبات رسیده است، شک نکنید که هیچ کس و مطلقا هیچ کس، محض رضای خدا پاچه مجاهدین را نمی گیرد. باید دید ایا  چک سفید یا سیاهی در کار است؟ ایا موضوع اموال و زمین و مستغلات یا امتیازات اقتصادی دیگر در کار است؟ ایا در این میان ریش گرویی و گروگانی موجود است؟ خلاصه باید دید چه بده و بستانی انجام شده است.

بهرحال آنچنان که آن زندانی سیاسی فاش کرد برای وزارت دو تا فحش هم به سازمان مجاهدین غنیمت است چه رسد که به خون انها هم تشنه باشی!

بنابراین اگر یک وقت دیدید خصومت و ضدیت بی محابا بر روی مجاهدین و شورای ملی مقاومت ایران فوران کرد و رسانه ها و ماموران رژیم دم گرفتند، بدانید که بحث و جدل سیاسی و تئوریک فایده ندارد. باید اصل موضوع یعنی علت اصلی خصومت و تخطئه و تضعیف نیروی جنگنده ضد رژیم و ضربه زدن به ان سربزنگاهها را پرسید که مدعی از گفتنش پرهیز دارد. باید پرسید مجاهدین که از قدیم به اندازه کافی بد و «اخ » بودند و هستند و تحمل می کردید، پس بگو ببینیم چه چیز جدید است و جدیدا چه شده و چه عاملی باعث فوران ضدیت و خصومت با مجاهدین شده است؟ !

اینجاست که واقعا اگر پای رژیم، مستقیم یا غیر مستقیم، بی واسطه یا با واسطه در کار نباشد، پس ما با جهل مرکبی روبرو هستیم که از آدم سیاسی بسا بدور است. در اینصورت «الاحقر» پیشاپیش ، از کسانی که محض رضای خدا و بی اجر و مزد و بدون ما به ازاء، از سر جهل و نادانی با مجاهدین و مقاومت ایران به خصومت برمیخیزند، یکصد بار معذرت میخواهم و پوزش می طلبم. اما پیشنهاد می کنم در کلاسهای «اکابر » سیاسی الف بای مقدماتی مربوط به این رژیم و جنگ فراگیر آن با شورا و مجاهدین را فرا بگیرند!

خلاصه کنم : حل المسائل ما و خلق ما در کشاکش های سیاسی ، که هم راهنما و هم گره گشاست،  مقاومت بعنوان تنها ملاک و معیار و تنها شاخص مشروعیت در دوران اختناق واستبداد دینی است،  صرفا از این طریق میتوان در برابر فاشیسم مذهبی به آزادی و رای ازادانه مردم دست یافت. 

علاوه بر مردم ایران، وجدان بشریت معاصر نیز تنها با ایستادگی و مقاومت جانانه در برابر فاشیسم دینی  برانگیخته می شود و مرزهای خود را با فریبکاری در می یابد.

بهمین خاطر کشیش آمریکایی از مقاومت و مردم ایران سپاسگزاری کرد که ندای وجدان را به آمریکا باز گردانده اند.

پارلمانتر فلسطینی در مریم و مقاومت ایران میعادگاهی برای اسلام بردبار و خنثی کردن بنیادگرایی و تعصب و فرقه گرایی در جهان عرب و اسلام یافت.

استاد تاریخ در آمریکا گفت که جهان با شجاعت تسلیم ناپذیر این مقاومت به حرکت در می اید

و اینچنین به گفته  رئیس شورای پناهندگان در استرالیا صدای مردم و  مقاومت ایران « به انتهای دنیا » رسید. آنقدر که رئیس جمهور پیشین ایرلند، مریم را شجاع ترین زن جهان توصیف کرد.

برگرفته از سایت سیمای آزادی


۱۳۹۹ آذر ۱۴, جمعه

مفهوم هجرت انقلابی – مسعود رجوی – دانشگاه صنعتی شریف زمستان ۱۳۵۸

 


مسعود رجوی: زمستان ۱۳۵۸ تهران ـ دانشگاه صنعتی شریف۱۳۵۸

مفهوم هجرت انقلابی با گریز از میدان معرکه فرق دارد. جوهر هجرت نه صرفاً یک بعد و فاصله مکانی گرفتن با کانون حادثه، حذر کردن از فداکاری و نثار، بلکه دقیقاً، خطر‌کردنِ، بیشتر خطر کردنِ. تفاوت هجرت پیامبر با اصحابش در صدر اسلام، با راحت‌طلبی و عافیت‌جویی‌های به‌اصطلاح هجرت نمایانه امروز، در همین است. یکی تن به هر گونه آوارگی و خطر می‌دهد و دیگری از خطر و ایثار حذر می‌کند. جوهر یکی، مقاومت هر چه بیشتره و جوهر دیگری، هر چه کمتر مقاومت‌کردن، هر چه کمتر فشار را تحمل‌کردن است. آن یکی هر کلاه‌شرعی هم سرش بگذاریم، نوعی تسلیم‌طلبی است، حتی درظریفترین صورت‌هایش و این یکی تطبیق تکاملی است. مگر می‌شود در جاده تکامل هم دروغ گفت؟ بنابراین تطبیق، با تن‌پروری، با راحت‌طلبی، با حذر از خطر، اساساً متفاوت است. چرا که از روز اول رهنورد تکاملی ما با خطر عجین و تنگاتنگ بوده، منهای این، اصلاً حضور نداشتیم. یعنی می‌خواهیم بگوئیم از آغاز به دین همه حاملان راستین تکامل، به آیین همه ماهیهای سیاه و کوچک، به همه انبیاء و انقلابیون، باز هم حرام آمد کرانه، حرام آمد گوشه‌گیری و انزوا و همینه تفاوت قاعدین و مجاهدین.


نخستین نشست عمومی در لیبرتی پس از حمله موشکی مسعود رجوی- ۱۶ آبان ۱۳۹۴


پیشرفت و پیروزی در مسیر تکامل را خدا خودش تضمین کرده است:

إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کفَرُواْ ثَانِی اثْنَینِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ وَأَیدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا وَجَعَلَ کلِمَةَ الَّذِینَ کفَرُواْ السُّفْلَی وَکلِمَةُ اللّهِ هِی الْعُلْیا وَاللّهُ عَزِیز حَکیم

(سوره توبة۴۰)


بله: وَجَعَلَ کلِمَةَ الَّذِینَ کفَرُواْ السُّفْلَی وَکلِمَةُ اللّهِ هِی الْعُلْیا

علت در این است که کلمه و پدیده و نقشه‌مسیر حق ستیزان، دست پایین و سُفلی است، سِفله گری است.

ولی کلمه خدا دست بالا را دارد سرانجام خود را بالا می‌کشد؛ به اوج و نوک قله می‌رساند و اثبات می‌کند.

وَکلِمَةُ اللّهِ هِی الْعُلْیا: این همان تاریخچه ۵۰ ساله سازمان است همه کس از هر سو در این ۵۰ سال بر سرش ریختند.

ارتجاع و استعمار و هر کس و ناکس دیگر، از شیخ و شاه تا انواع و اقسام مزدوران و نظریه‌پردازان ارتجاعی و استعماری و قلم به مزدان، از خائن و زالو گرفته تا اپورتونیست و پیمان‌شکن و. . . و. . .

اما باز هم می‌بینیم که شاه رفت، شیخ هم رفتنی است و عنصر ماندگار همان «کلمه عُلیا» است. . . .

آیه ۴۰ از سوره توبه مربوط به لحظاتی است که پیامبر با ابوبکر در غار بودند .

می‌گوید: شما هم که کمکش نکنید، خود خدا هست و کفایت است؛ وقتی که او را از شهر و دیارش اخراج و خارج کردند، وقتی که درصدد قتل او بودند و به تعقیب او برخاستند؛ اول به خانه‌اش رفتند تا او را در رختخوابش به‌قتل برسانند. اما دیدند علی به‌جای او در بسترش خوابیده است. به‌عبارت دیگر، در تاکتیک رزمی و جنگی، او برای رزمی بالاتر در این میدان، جاخالی داده و بجانبی دیگر هجرت کرده است. . .

اکنون با ابوبکر در یک غار تحت محاصره است و دشمن دارد در پیگرد خود به او نزدیک و نزدیکتر می‌شود.

إِذْ یقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا فَأَنزَلَ اللّهُ سَکینَتَهُ عَلَیهِ وَأَیدَهُ بِجُنُودٍ لَّمْ تَرَوْهَا

آن هنگام که به هم صحبت خود می‌گوید: ناراحت و اندوهگین مباش، خدا با ماست . سپس خدا سکینه خود را (که همان آرامش و اطمینان قلب باشد) بر او فرستاد و او را با نیروها و لشگرهایی دیده ناشدنی مدد کرد.

وَجَعَلَ کلِمَةَ الَّذِینَ کفَرُواْ السُّفْلَی وَکلِمَةُ اللّهِ هِی الْعُلْیا

و به این ترتیب کلمه حق ستیزان را دست پایین و سُفلی قرار داد و کلمه خدا را بالا و بالاتر برد و عالی و عالیتر قرار داد. یعنی که در جریان تکامل روی محور پیشرفت و ترقی هر چه فراتر و بالاتر. . . آینده متعلق به آنها و از آن آنهاست.

بله، ته دره نصیب و جایگاه نیروهای ظلمت و ارتجاع باد. نصیب و جایگاه کلمات خدایی و مجاهدان راه خدا و خلق نوک قله و پیکان تکامل است.


لیبرتی- نشست عمومی مسعود رجوی-۱۷ بهمن ۱۳۹۴

خطرها بر سر راه انتقال مؤسسان چهارم

مفهوم و الزامات آماده‌باش

در جمیع جهات


حالا از دورانهای تاریک و عصر بردگی، از روزگار طبقه فرودست سبطی و بنی اسراییل در مصر قدیم که شاخص آن بیگاری و استثمار در عریان‌ترین اشکال فرعونی بوده است به دوران خودمان بیاییم.

به عصر کبیر آگاهی و ارتباطات، عصر خیزش‌ها و انقلاب خلقها. هم‌چنانکه در نشستهای قبل بارها و بارها گفته‌ایم نباید انتظار داشت که برای ما معجزه ای در کار باشد. قرار هم نبوده چنین باشد.

گفته‌ایم و تکرار میکنیم که قانونمندیهای خدشه‌ناپذیری وجود دارد که به اتکا آنها معجزه را باید خلق کرد. با کشف «استاتو» و قوانین محیط، با کار سرسخت و طولانی، با پرداخت بها، با هوشیاری و عمل انقلابی و با استفاده از همه فرصتها و تضادها در داخل و خارج رژیم، و در سطح منطقه و در سطح جهانی و بین‌المللی. . .

چرا؟ به‌خاطر این‌که هدف جان بدر بردن و «نه‌جنگ» نیست. هدف سرنگونی و غرق کردن سپاه فرعونی و خلافت ارتجاعی است. در تاریخ اسلام هم که هجرت مبدأء تقویم و گاهشمار آن شده است، هدف جان بدر بردن و «نه‌جنگ» نبود بلکه هدف به‌قول شما جنگ صد برابر و بیشتر و بیشتر بود. در یک کلام پیامبر ما، مقدمات و الزامات فتح مکه، در هم شکستن بتها، و سرنگونی ارتجاع حاکم و پایان دوران جاهلیت را، فراهم میکرد.

از این پیشتر ۱۳سال سخت و پر درد و رنج در مکه گذشت گذشته بود که بخشی از آن در محاصره مطلق در شعب ابی طالب گذشت و حالا جنبش انقلابی در چهاردهمین سال باید قدم به پیش برمی‌داشت و با آن هجرت تاریخی، تاریخ هجری را رقم می‌زد.

می بینید که چه انتقال و چه آزمایش بزرگی در پیش داریم. بحث از مشتی افراد در جستجوی سرپناه نیست، بحث از انتقال یک سازمان و یک ارتش و یک مقاومت با هویت سیاسی و مبارزاتی و ایدئولوژیکی آن به موقعیت امن است تا بتواند مراحل بعدی را آغاز کند.

همان سازمان و ارتش و مقاومتی که ارتجاع و استعمار در ۱۳سال گذشته با تمام توش و توان بر آن تاختند تا آنرا از بین ببرند. از امکانات ۱۲ دولت علیه ما استفاده شد. بعد هم، سازمانهای شناخته شده بین‌المللی، که کارشناسان فرو بردن صدای خلقهای مظلوم و مقاومت آنها مثل مقاومت مردم ایران در چرخ گوشت نظم نوین جهانی هستند، یکی پس از دیگری سر رسیدند. همان سازمانهای بین‌المللی که اینگرید بتانکور آنرا با مارتین کوبلرش «یکنوع دایناسور چشم بسته» و «یک هیولای عظیم الجثه» توصیف کرد.


۱۳۹۹ آبان ۷, چهارشنبه

پيام مسعود رجوی - حمله موشکی به لیبرتی - ۷ آبان ۱۳۹۴

 


مسعود رجوی: پیام به لشکرهای فدایی و قهرمانان مجاهد در ارتش آزادی ایستاده در سنگرهای سرخ و خونین در رزمگاه لیبرتی

با دورود به شهیدان، قهرمانان پاکبازی که ۵روز پس از عاشورا در سرزمین پیامبر جاودان آزادی با پرچم فروغ در آستان او فرود آمدند 

۱۳۹۹ شهریور ۲۰, پنجشنبه

رژیم بازنده استراتژیک پیش به سوی تحول بزرگ و خیر عظیم برای مجاهدین – مسعود رجوی ۱۶آبان۱۳۹۴

 


مسعود رجوی: درود بر یکایک شما و سلام بر شهیدان شما جایشان را پر کردید و خواهید کرد هر چند که هستند و در اطراف و بالای همه نشست، در پرواز هستند. 

در روز حمله موشکی، آمار مجاهدین در لیبرتی ۲۲۰۰نفر بود و دشمن آن را از طریق وحوش کمیته سرکوب، به خوبی می دانست و از دید خودش طوری طراحی و زمانبندی کرده بود که از بابت شهیدان و ضایعات انسانی، در این بنگالهای حلبی و مقوایی، دهها برابر بیشتر از آن چه در عمل واقع شد، به ما ضربه بزند. 

تردید نکنید که بعد از این حمله موشکی بزرگ، علی القاعده باید تحولات بزرگی هم در راه باشد....




۱۳۹۹ تیر ۱۴, شنبه

سالگرد حمله شکست خورده موشکی به لیبرتی در ۱۴تیر ۱۳۹۵


رژیم آخوندی که تمام توان خود را برای وارد آوردن یک ضربه کمرشکن به مجاهدین قبل از خارج شدن آنها از لیبرتی به کار گرفته بود، در شامگاه ۱۴تیر۹۵ (۲۸رمضان) در آستانه عید فطر آن را مورد حمله سنگین موشکی قرار داد. رژیم آخوندی همچنین می‌خواست در آستانه کهکشان و گردهمایی بزرگ مقاومت که ۵روز بعد در ۱۹تیر سال ۹۵در بورژه پاریس برگزار می‌شد، ضرب شستی نشان بدهد.

هدف ولی‌فقیه ارتجاع از این حمله که در ساعت ۲۰و ۳۵دقیقه یعنی ساعتی پس از افطار صورت می‌گرفت، این بود که حداکثر قربانی و تلفات را از مجاهدان لیبرتی بگیرد. از این پیش‌تر سردژخیم قاسم سلیمانی سرکرده نیروی تروریستی قدس و پاسدار دانایی‌فر سفیر رژیم در بغداد وعده حمله‌ای را سران رژیم داده بودند که تلفات و قربانیان آن را نتوان شمرد. از این رو ۵۰موشک را از فاصله نزدیک در مساحتی کمتر از یک کیلومتر مربع به کار گرفتند. کلاهک جنگی این موشکها حاوی ۵۰کیلو مواد منفجره شدیدالانفجار بود.

سیستم تایمری شلیک
حمله در شرایطی صورت گرفت که از یک هفته قبل مزدوران ولایت فقیه در کمیته سرکوب مجاهدین در نخست‌وزیری عراق، در منتهای گرمای تابستان در تیرماه از ورود سوخت به لیبرتی جلوگیری کرده و به این ترتیب با خاموش شدن ژنراتورهای برق و در نتیجه از کار افتادن تجهیزات آبرسانی و خدمات و سرمایش در گرمای بالای ۵۰درجه، شرایط را برای یک کشتار فراگیرجمعی، هر چه آماده‌تر کرده بودند.
به این ترتیب معلوم شد که انواع سنگ‌اندازیها و اشکال تراشی‌های آن روزها در برابر روند انتقال مجاهدین به آلبانی، چه نقطه عزیمت جنایتکارانه‌یی داشته است. همچنین معلوم شد که خلیفه ارتجاع در محاصره بحرانهایی که مقاومت ایران را مسئول ایجاد آنها می‌داند،‌ تا چه حد به نابودی تمامی مجاهدین نیاز دارد.
مأموریت حمله موشکی را که خامنه‌ای دستور داده بود، قاسم سلیمانی سرکرده نیروی تروریستی قدس از طریق پاسدار سرتیپ ایرج مسجدی سفیر کنونی رژیم در عراق به پاسداران و شبه‌نظامیان مزدور ابلاغ کرد.
موشکها با برد ۱۰کیلومتر و وزن ۱۱۰ کیلو از فاصله ۵کیلومتری در شمال غربی لیبرتی شلیک شد. ۵۰نفر مجروح و مصدوم شدند. ۱۱۶ بنگال و سالن و اماکن عمومی منهدم و غیرقابل استفاده شد و بیش از هزار دستگاه کولر و فن کوئل و یخچال و فریزر و انواع وسایل برقی و تجهیزات کامپیوتری و وسایل زندگی منهدم گردید. حفره‌های باقیمانده از محل اصابت موشکها قطر ۴یا ۵متر و عمق بین ۱٫۵تا ۲متر داشت.
در اثر این تهاجم جنایتکارانه ۲پلیس عراقی در موضع جنوب لیبرتی و ۸شهروند غیرنظامی در روستای العراقیه مجروح شدند.
اما حمله سهمگین موشکی، به‌رغم آتش‌سوزی گسترده و خسارت‌های فراوان مادی، به‌خاطر آماده‌باش موشکی که یک هفته قبل از عیدفطر توسط فرمانده ارتش آزادیبخش اعلام شده بود
همچنین به‌خاطر حداکثر هوشیاری و انضباط پولادین مجاهدین و یکانهای فدایی در مؤسسان چهارم ارتش آزادی،در داخل لیبرتی هیچ شهیدی از مجاهدین نداشت. آخوندهای زبون یکبار دیگر به سختی شکست خوردند و مجاهدین توانستند با حرکت‌های غافلگیرانه بعدی، همگی از حلقه محاصره مزدوران خارج و به سلامت به نقطه تجمع جدید خود در آلبانی بروند.

مسعود رجوی: به پرچمداران و پیشتازان ارتش آزادی – مجاهدان قهرمان اشرفی در لیبرتی


سیزدهم خرداد، سالمرگ خمینی دجال ضدبشر

سخنان مسعود رجوی ۲۲ بهمن ۱۳۷۴  حکم قتل‌عام مجاهدینی که بر سر موضع مجاهدی خود پافشاری کرده و می‌کنند  مسعود رجوی ۲۲بهمن ۱۳۷۴:  خمینی پرپر ک...